خلی وقت بود به وبلاگتون سرنزده بودم خیلی بهتر ومفیدترشده راستی این مطالب وسه دانش اموزاست یه چیزی واسه دانش اموزای سابق بذارید بچه های پیش تجربی جابر سالـ۸۹ همه سلام میرسونند یه سربه وبلاگ ماهم بزن آقا
یک نفر گفت:"راحتش کنید." کسی رفت که راحتش کند.نتوانست،لرزید،برگشت. شمر گفت:"چرا می لرزی؟امان از ترس!خودم می روم." رفت.برگشت.آفتاب در دست.همان آفتابی که رفت روی نی. بدن خودش هم می لرزید.
حالتون خوبه ان شاءالله
خلی وقت بود به وبلاگتون سرنزده بودم
خیلی بهتر ومفیدترشده
راستی این مطالب وسه دانش اموزاست
یه چیزی واسه دانش اموزای سابق بذارید
بچه های پیش تجربی جابر سالـ۸۹ همه سلام میرسونند
یه سربه وبلاگ ماهم بزن آقا
یک نفر گفت:"راحتش کنید."
کسی رفت که راحتش کند.نتوانست،لرزید،برگشت.
شمر گفت:"چرا می لرزی؟امان از ترس!خودم می روم."
رفت.برگشت.آفتاب در دست.همان آفتابی که رفت روی نی.
بدن خودش هم می لرزید.
ایام محرم تسلیت.
-----------------------------------------